شان پن بازیگر قدرتمندی است که قادر به خلق آثاری به شدت تأثیرگذار است، کسی که در طول دوران حرفهای رنگارنگ خود در سینما، روز به روز قویتر شده و به خاطر زندگی خصوصی پر فراز و نشیب و دیدگاههای سیاسیاش توجه رسانهها را به خود جلب کرده است. شان جاستین پن در لسآنجلس، کالیفرنیا، پسر دوم بازیگر ایلین رایان (با نام خانوادگی قبلی آنوچی) و کارگردان، بازیگر و نویسنده لئو پن، متولد شد. برادرش کریس پن بازیگر بود. پدرش از یک خانواده یهودی لیتوانیایی/روسی بود و مادرش تباری نیمه ایتالیایی و نیمه ایرلندی داشت. پن ابتدا در نقشهای جوانان لجباز یا سرکش مانند دانشجوی افسری که از آکادمی خود در برابر تعطیلی دفاع میکرد، در فیلم Taps (1981) ظاهر شد، سپس در نقش جف اسپیکولی، موجسوار پرحرف، در فیلم Fast Times at Ridgemont High (1982) ظاهر شد. طرفداران و منتقدان از استعداد آشکار او شگفتزده شدند و او سپس در فیلم مهیج جاسوسی جنگ سرد «فالکون و آدم برفی» (1985) در کنار تیموتی هاتون بازی درخشانی ارائه داد و پس از آن در فیلم ترسناک «فاصله نزدیک» (1986) با کریستوفر واکن سرد و بیاحساس همکاری کرد. شان جوان سپس در فیلم غمانگیز و دردناک «شانگهای سورپرایز» (1986) با همسر سابقش، مدونا، ستاره پاپ، همبازی شد که مورد انتقاد شدید منتقدان قرار گرفت، اما شان با بازی عالی در نقش یک پلیس جوان تندخو در «رنگها» (1988) به اوج بازگشت، در «تلفات جنگ» (1989) در نقش یک سرباز آمریکایی در ویتنام که مرتکب جنایات میشود، بازی درخشان دیگری ارائه داد و در کمدی ناهموار «ما فرشته نیستیم» (1989) در کنار رابرت دنیرو ظاهر شد. با این حال، دهه 1990 دههای بود که شان واقعاً به عنوان یک بازیگر بالغ، همه فن حریف و ماهر، با مجموعهای از بازیهای پویا در فیلمهای درجه یک، مورد توجه منتقدان قرار گرفت. پن که با موهای وز و عینکهای فریم باریک تقریباً غیرقابل تشخیص بود، در نقش وکیل فاسد دیوید کلاینفلد در فیلم گانگستری «راه کارلیتو» (۱۹۹۳) ساخته برایان دی پالما، به سادگی درخشان ظاهر شد و در فیلم «مرد مرده در حال قدم زدن» (۱۹۹۵) در نقش یک زندانی محکوم به اعدام که از یک راهبه دلسوز التماس میکند تا جانش را نجات دهد، همچنان با مقامات مشکل داشت و برای آن اولین نامزدی اسکار خود را دریافت کرد. سپس شان نقش برادر مایکل داگلاس ثروتمند را بازی کرد و او را در یک نقشه دیوانهکننده در فیلم «بازی» (۱۹۹۷) درگیر کرد و همچنین نقش اصلی گروهبان ادی والش را در فیلم ضد جنگ پرستاره «خط قرمز باریک» (۱۹۹۸) به دست آورد، قبل از اینکه دهه ۱۹۹۰ را با بازی در نقش یک نوازنده جاز غیرمعمول (و کسب نامزدی اسکار دیگر) در فیلم «شیرین و پست» (۱۹۹۹) به پایان برساند. شانِ بااستعداد و همهکاره، با فیلم عجیب اما جالب «دونده هندی» (۱۹۹۱)، درباره دو برادر با دیدگاههای بسیار متضاد در مورد زندگی، به کارگردانی نیز روی آورده بود و در سال ۱۹۹۵، جک نیکلسون را در فیلم «نگهبان گذرگاه» (۱۹۹۵) کارگردانی کرد. هر دو فیلم نقدهای مثبت کلی از منتقدان دریافت کردند. شان با ورود به قرن جدید، همچنان با کارهای برجستهتری در مقابل دوربینها مشغول بود: پدری معلول ذهنی که برای حضانت دختر هفت سالهاش میجنگد (و سومین نامزدی اسکار را برای فیلم «من سم هستم» (۲۰۰۱) دریافت کرد)؛ پدری رنجکشیده که به دنبال انتقام قتل دخترش در فیلم تکاندهنده «رودخانه میستیک» (۲۰۰۳) به کارگردانی کلینت ایستوود است (که برای آن جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد)؛ استاد دانشگاهی که به شدت بیمار است در «۲۱ گرم» (۲۰۰۳) و تاجری دیوانه در «ترور ریچارد نیکسون» (۲۰۰۴). قطعاً شان پن یکی از جنجالیترین، مترقیترین و بااستعدادترین بازیگران هالیوود است.