brat

تیم راث

تیم راث، بازیگر سینما که اغلب به دلیل مهارتش در تقلید لهجه‌ها با آمریکایی‌ها اشتباه گرفته می‌شود، در ۱۴ مه ۱۹۶۱ در لمبت، لندن، انگلستان با نام تیموتی سایمون راث به دنیا آمد. مادرش، آن، معلم و نقاش منظره بود. پدرش، ارنی، روزنامه‌نگاری بود که نام خانوادگی‌اش را از «اسمیت» به «راث» تغییر داده بود. ارنی در بروکلین، نیویورک، در یک خانواده مهاجر با تبار ایرلندی متولد شد. تیم در دالویچ، منطقه‌ای از طبقه متوسط ​​در جنوب لندن، بزرگ شد. او استعداد خود را در یادگیری لهجه‌ها در سنین پایین، زمانی که در مدرسه‌ای در بریکستون تحصیل می‌کرد، نشان داد. در آنجا به دلیل پیشینه راحتش با آزار و اذیت همکلاسی‌هایش مواجه شد و به سرعت لهجه کاکنی را برای ترکیب با آنها فرا گرفت. او در کالج هنر کامبرول تحصیل کرد و قبل از ترک تحصیل و دنبال کردن بازیگری، مجسمه‌سازی خواند. اولین موفقیت بزرگ این بازیگر بور، فیلم تلویزیونی بریتانیایی «ساخت بریتانیا» (۱۹۸۳) بود. راث در آن فیلم در نقش یک جوان پوست‌سر به نام ترور، سر و صدای زیادی به پا کرد. او سپس با کارگردان مایک لی در فیلم «در همین حال» (۱۹۸۳) همکاری کرد که آن را جزو پروژه‌های مورد علاقه‌اش می‌داند. او اولین حضورش روی پرده بزرگ را با بازی در نقش جو استرامر در فیلم نئو نوآر «ضربه» (۱۹۸۴) به کارگردانی استیون فریرز تجربه کرد. راث با بازی در نقش وینسنت ون گوگ در فیلم «وینسنت و تئو» (۱۹۹۰) و بازی در مقابل گری اولدمن در فیلم «روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده‌اند» (۱۹۹۰) توجه بیشتری را به خود جلب کرد. او در جستجوی کار به لس‌آنجلس نقل مکان کرد و توجه کارگردان جوان کوئنتین تارانتینو را به خود جلب کرد. تارانتینو راث را به عنوان آقای بلوند یا آقای صورتی احتمالی در فیلم سرقت خود «سگ‌های انباری» (۱۹۹۲) در نظر گرفته بود، اما راث به جای آن برای نقش آقای نارنجی تبلیغ کرد و در نهایت این نقش را به دست آورد. این نقش برای راث یک موفقیت بزرگ بود، زیرا تماشاگران به سختی می‌توانستند بازی او را به عنوان عضوی از یک گروه سارقان جواهرفروشی که به آرامی در حال خونریزی و مرگ هستند، فراموش کنند. تارانتینو دوباره راث را در فیلم برجسته‌ی «داستان عامه‌پسند» (۱۹۹۴) به کار گرفت. راث و بازیگر آماندا پلامر نقش دو سارق را بازی کردند که به یک رستوران دستبرد می‌زنند. سال ۱۹۹۵ شاهد سومین همکاری راث با تارانتینو بودیم، یک اجرای غافلگیرکننده‌ی اسلپ‌استیک در فیلم آنتولوژی «چهار اتاق» (۱۹۹۵). در همان سال، راث برای بازی جسورانه‌اش در نقش یک شرور در فیلم تاریخی «راب روی» (۱۹۹۵) نامزد جایزه اسکار شد. راث ​​که همچنان به ایفای نقش‌های متفاوت ادامه می‌داد، در فیلم موزیکال سبک «همه می‌گویند دوستت دارم» (۱۹۹۶) ساخته‌ی وودی آلن، خودش (با لهجه‌ی آمریکایی) آواز خواند. او در آخرین فیلم شکور، کمدی پیچیده‌ی «گریدلاک» (۱۹۹۷)، در مقابل توپاک شکور بازی کرد. این زوج به خاطر شیمی طنزشان، نظرات مثبت منتقدان را دریافت کردند. در تضاد با جنایتکاران و آدم‌های شروری که رزومه کاری او را پر کرده‌اند، بازی راث در نقش یک پیانیست بی‌گناه و دریانورد در فیلم «افسانه ۱۹۰۰» (۱۹۹۸) ساخته جوزپه تورناتوره، به چیزی مورد علاقه طرفداران تبدیل شد. با اولین تجربه کارگردانی راث با فیلم «منطقه جنگی» (۱۹۹۹)، درامی صریح و تحسین‌شده درباره خانواده‌ای که به دلیل زنای با محارم از هم پاشیده‌اند، دوران حرفه‌ای او تیره‌تر شد. او در فیلم بعدی خود که در نقش ژنرال تید، یک میمون شرور، در بازسازی تیم برتون از «سیاره میمون‌ها» (۲۰۰۱) ظاهر شد. البته راث در گریم یک نخستی تقریباً غیرقابل تشخیص بود. راث ​​همچنان از بازی در ترکیبی از آثار هنری و جریان اصلی لذت می‌برد، از جمله همه چیز، از نقش اصلی در فیلم مرموز «جوانی بدون جوانی» (۲۰۰۷) ساخته فرانسیس فورد کاپولا گرفته تا تبدیل شدن به «نفرت‌انگیز» در فیلم پرفروش و پر از جلوه‌های ویژه «هالک شگفت‌انگیز» (۲۰۰۸). راث اولین نقش مهم تلویزیونی آمریکایی خود را با امضای قرارداد برای سریال «به من دروغ بگو» (۲۰۰۹) از شبکه فاکس تی‌وی ایفا کرد.