در سال ۱۹۷۹، بروس کمپبل به همراه دوستان اهل دیترویت خود، سم ریمی و راب تاپرت، ۳۵۰،۰۰۰ دلار برای ساخت فیلم کمبودجهی «مردهی شرور» (۱۹۸۱) جمعآوری کرد. او در این فیلم نقش اصلی را بازی کرد و یکی از تهیهکنندگان اجرایی آن بود. این فیلم که به تدریج و طی چهار سال تکمیل شد، ابتدا در انگلستان به شهرت رسید و در آنجا با پشت سر گذاشتن فیلم «درخشش» (۱۹۸۰)، به پرفروشترین فیلم ویدیویی سال ۱۹۸۳ تبدیل شد. پس از نمایش فیلم در جشنواره کن، جایی که استیون کینگ آن را «وحشیانهترین فیلم ترسناک سال» نامید، نیو لاین سینما برای اکران «مرده شرور» در ایالات متحده قدم پیش گذاشت. پس از تهیهکنندگی مشترک فیلم «موج جنایت» (۱۹۸۵)، یک کمدی بین ژانری نوشته سم ریمی، ایتن و جوئل کوئن، کمپبل به لسآنجلس نقل مکان کرد و به سرعت با تهیهکنندگی یا بازی در فیلمهای ژانری مانند سریال «پلیس دیوانه» (۱۹۸۸)، «دیوانهها: یک داستان عاشقانه» (۱۹۹۱)، «تله ماه» (۱۹۸۸) و «ذهنوارپ» (۱۹۹۱)، یک فیلم پسا آخرالزمانی «جرمیا جانسون»، که در طول آن با آیدا گیرون، فیلمساز همسر آیندهاش، آشنا شد، جای پای خود را محکم کرد. سپس کمپبل به همکاران دیترویتی خود پیوست تا در فیلمهای دوم و سوم سهگانه «مرده شرور ۲» (۱۹۸۷) و «ارتش تاریکی» (۱۹۹۲) بازی و تهیهکنندگی مشترک داشته باشند و ۱۲ سال کار روی این فیلم محبوب را به پایان برسانند. این پیشینه پر فراز و نشیب، امتیازی برای کمپبل بود، چرا که او را به عرصه تلویزیون کشاند. او ابتدا در سریال بسیار پرطرفدار «ماجراهای بریسکو کانتی جونیور» (۱۹۹۳) از شبکه فاکس بازی کرد و سپس به عنوان بازیگر مهمان در سریال پرطرفدار «لوئیس و کلارک: ماجراهای جدید سوپرمن» (۱۹۹۳) حضور یافت. کمپبل با این سوابق، به راحتی به کارگردانی روی آورد و کارگردانی قسمتهای متعددی را بر عهده گرفت و در سریال پرفروش «هرکول: سفرهای افسانهای» (۱۹۹۵) و پدیده دنباله آن، «زینا: پرنسس جنگجو» (۱۹۹۵) در نقش شاه دزدان ظاهر شد. بروس از آن زمان دامنه فعالیت خود در تلویزیون را گسترش داده و در هر چیزی از بهروزرسانی دیزنی از «عاشق عشق» (۱۹۹۷) گرفته تا نقشهای دراماتیک در سریالهای تحسینشده «قتل: زندگی در خیابان» (۱۹۹۳) و «پروندههای ایکس» (۱۹۹۳) ظاهر شده است. کمپبل به دعوت شبکه ABC، با ایفای نقشی ثابت در سریال نامزد جایزه امی Ellen (1994) از شبکه ABC، وارد دنیای کمدیهای موقعیت شد و در یکی از سه قسمت «خارج از مجموعه» آن حضور یافت. اما کمپبل ریشههای سینمایی خود را رها نکرد. در طول این مدت، او در فیلمهای پرفروش Congo (1995)، Escape from L.A. (1996) ساخته جان کارپنتر و درام جنایی مستقل Running Time (1997) که برنده جایزه شد، ایفای نقش کرد. او این نقشها را با ایفای نقش در کمدی رمانتیک Paramount به نام Serving Sara (2002)، The Majestic (2001) ساخته جیم کری و هر سه فیلم پرفروش مرد عنکبوتی Sam Raimi دنبال کرد. پس از بازگشت به تلویزیون اپیزودیک در سریال جنجالی Jack of All Trades (2000)، کمپبل نقش اصلی سریال پرطرفدار Bubba Ho-Tep (2002) از شبکه MGM را بر عهده گرفت. اولین کارگردانی او، «مردی با مغز جیغکش» (۲۰۰۵) در کانال علمی تخیلی به نمایش درآمد و انتشارات دارک هورس کامیکس اقتباس کمیک آن را منتشر کرد. کمپبل سپس در فیلم «اسم من بروس است» (۲۰۰۷) که تقلیدی از دوران حرفهایاش در فیلمهای درجه دو بود، کارگردانی و در نقش خودش بازی کرد و سپس برای فیلم پر از سرگرمی «اسکای های» (۲۰۰۵) دوباره با دیزنی همکاری کرد. کمپبل از آن زمان به انواع دیگر سرگرمی روی آورده و از نقش خود به عنوان نویسنده با پرفروشترینهای نیویورک تایمز، از جمله خاطراتی با عنوان «اگر چینها میتوانستند بکشند: اعترافات یک بازیگر درجه دو سینما» و اولین رمانش «عشق را به روش بروس کمپبل بساز»، لذت میبرد. در صنعت چندرسانهای، بروس از صداپیشگی شخصیتها در سریال تلویزیونی انیمیشن دیزنی «افسانه تارزان» (۲۰۰۱) و فیلم بلند برادران وارنر «مورچه قلدر» (۲۰۰۶) لذت برده است. او همچنین شخصیت «شهردار شلبورن» را در فیلم انیمیشن موفق «ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» (2009) به تصویر کشید. اخیراً، کمپبل نقش «راد تورک ردلاین» را در «ماشینها 2» (2011)، دنباله انیمیشن پرفروش دیزنی و بازی بسیار محبوب «ندای وظیفه» (Call of Duty) صداپیشگی کرده است. در سال 2013، بروس در بازسازی موفق «مرده شرور» (2013) به عنوان تهیهکننده همکاری کرد، در «اوز بزرگ و قدرتمند» (2013) به دوست فیلمسازش، سم ریمی، پیوست و هفت سال حضور چشمگیر در سریال جاسوسی «اطلاعیه سوختگی» (2007) (2007-2013)، سریال شماره 1 آمریکا در شبکه کابلی، را به پایان رساند. بیش از دو دهه پس از انتشار «ارتش تاریکی» (1992)، بروس به نمادینترین نقش خود در «اش در برابر مرده شرور» (2015) بازگشت، سریالی که در هالووین 2015 از شبکه استارز پخش شد.