سامانتا مورتون خود را به عنوان یکی از بهترین بازیگران نسل خود تثبیت کرده است و برای بازی در فیلمهای «شیرین و حقیر» (۱۹۹۹) ساخته وودی آلن و «در آمریکا» (۲۰۰۲) ساخته جیم شریدان، نامزد دریافت جایزه اسکار شده است. او استعداد تبدیل شدن به یکی از بازیگران اصلی سینمای این قرن جدید را دارد. سامانتا مورتون در ۱۳ مه ۱۹۷۷ در ناتینگهام انگلستان از والدینی متولد شد که در سه سالگی او از هم جدا شدند. پیتر و پاملا مورتون همسران دیگری اختیار کردند و سامانتا را به یک خانواده ۱۳ نفره تبدیل کردند. او هشت برادر و خواهر دارد. او در اوایل زندگیاش، در حالی که دختر مدرسهای بود، به بازیگری روی آورد. در ۱۳ سالگی، مدرسه معمولی را ترک کرد تا به عنوان بازیگر در کارگاه تلویزیونی مرکزی نوجوانان آموزش ببیند، جایی که به مدت سه سال هنر خود را آموخت. در پایان آموزش بود که تصمیم گرفت زندگی به عنوان یک بازیگر حرفهای برای او مناسب است. او مهارتهای خود را در نقشهای تلویزیونی تقویت کرد و از سریالهای تلویزیونی به فیلمهای تلویزیونی و مینیسریالهای معتبری مانند «اما» (۱۹۹۶) و «جین ایر» (۱۹۹۷) راه یافت. اولین نقش اصلی سینمایی او، «زیر پوست» (۱۹۹۷)، جایزه بهترین بازیگر زن را از انجمن منتقدان فیلم بوستون برای او به ارمغان آورد. وودی آلن او را برای نقش هتی، معشوق «گنگ» (بیکلام) گیتاریست جاز بیادب شان پن در فیلم «شیرین و پست» (۱۹۹۹) انتخاب کرد، اجرایی زیبا در نقشی که میتوانست یک بازیگر کماستعدادتر را گیج کند. پن برای این بازی نامزد اسکار شد، اما این هتی مورتون بود که در موفقیت فیلم، آخرین موفقیت بیچونوچرای آلن، نقش محوری داشت. او محور اخلاقی و روایی فیلم را فراهم کرد. این یک اجرای کاملاً قابل توجه برای یک جوان ۲۱ ساله بود، زیرا او مجبور بود تمام بازی خود را با صورتش انجام دهد، زیرا صدایش را از دست داده بود. نقش هتی برای مورتون نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به ارمغان آورد. از قضا، مورتون قبلاً هرگز فیلمی از وودی آلن ندیده بود. (او با تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو بزرگ شده بود.) او پس از خواندن فیلمنامه موافقت کرد که در این فیلم بازی کند (همانطور که میگوید، نقشهای خوب نوشته شده برای زنان به سختی پیدا میشوند) و این فیلم پس از کسب نامزدی اسکار، او را به یک کالای داغ در هالیوود تبدیل کرد. (او رقابت را به آنجلینا جولی باخت). به مورتون نقشهای زیادی پیشنهاد شد، اما او بسیار سختگیر بود زیرا بازیگری را به عنوان یک بازی با پاداش ستاره شدن و پول نمیدانست. او با دنبال کردن فیلم آلن با کار در فیلمهای مستقل، شهرت خود را تثبیت کرد که نشان داد او نه تنها با استعداد است، بلکه به عنوان یک بازیگر بسیار شجاع نیز هست. او در فیلم دست کم گرفته شده پسر عیسی (۱۹۹۹) نقش یک معتاد به هروئین را بازی کرد و در فیلم مورورن کالار (۲۰۰۲) بازی درخشانی ارائه داد، داستان یک فروشنده سوپرمارکت اسکاتلندی که با خودکشی دوست پسرش دست و پنجه نرم میکند. استیون اسپیلبرگ او را در مقابل سوپراستار تام کروز، برای نقش پیشگو در فیلم «گزارش اقلیت» (۲۰۰۲) انتخاب کرد، که در آن او بیش از آنکه بتواند نقش مقابل کروز و جلوههای ویژه را بازی کند، خود را در مقابل او قرار داد. (او این نقش را به عنوان کروز و استیون اسپیلبرگ که از بازیگران مورد علاقهاش هستند، پذیرفت). هر چقدر هم که مورتون خوب بود، جیم شریدان، کارگردان ایرلندی، او را در نقش شخصیتی برگرفته از همسرش در یک فیلم زندگینامهای که بیشتر با شخصیت او مطابقت داشت و از استعدادهای او بهتر استفاده میکرد، انتخاب کرد. بازی او در نقش مادر جوان ایرلندی که با زندگی در شهر نیویورک کنار میآید در فیلم «در آمریکا» (۲۰۰۲) جوایز متعدد منتقدان و نامزدی اسکار دیگری را برای او به ارمغان آورد، این بار به عنوان بهترین بازیگر زن. در این مرحله، احساس میشود که شانس برنده شدن او در اسکار حتی یا بیشتر است. سامانتا مورتون همچنان در فیلمهای تحریکآمیزی مانند «کد ۴۶» (۲۰۰۳) ساخته مایکل وینترباتم، کارهای خوبی ارائه میدهد، هرچند که او در حال ورود به عرصه اصلی است و در بازسازی آن فیلم محبوب همیشگی خانواده، «لاسی» (۲۰۰۵) نقشی را بر عهده گرفته است. - مینی بیوگرافی IMDb نوشته: جان سی. هاپوود سامانتا که در ناتینگهام انگلستان متولد شده و در کارگاه تلویزیونی نوجوانان مرکزی آموزش دیده است، اولین کار تلویزیونی خود را در سن ۱۳ سالگی انجام داد. از آن زمان، او نقشهای تلویزیونی فرعی زیادی را در درامهایی مانند «کراکر» (۱۹۹۳)، «تمرین اوج» (۱۹۹۳)، «بون» (۱۹۸۶)، «سرباز سرباز» (۱۹۹۱) و «پزشکان» (۱۹۹۰) بازی کرده است، قبل از اینکه با نقشهای اصلی در فیلمهای تلویزیونی و مینی سریالهایی مانند «دسته طلا» (۱۹۹۵)، «اما» (۱۹۹۶)، «جین ایر» (۱۹۹۷) و «سرگذشت تام جونز، یک بچه سرراهی» (۱۹۹۷) به شهرت برسد.